ابتدا باید یک مقدار تغیرات در خودتان بوجود اورید.
1-موها از بالا و پایین بلند باشد
2-یکی از تارها به صورت دلبری آویزان باشد
(اگر می خواهید خوب بایستداز اب دهان استفاده کنید )
3-اگر فک شما بزرگ،دراز،پهن و..باشد بهتر است
4-تنها نشان مردانگی شما سبیل شماست مواضبش باشید
طریقهً نشستن:
1-انداختن هرگونه تلا به شکل افراطی الزامی است
2-کمر صاف باشد(کمی قوس به جلو)
3-نشستن بر لب جدول زروری است .ممکن است در ابتدا سخت باشد اما پس از تمرینات مداوم راحت تر می شود
4-پیراهن هر چه دکمه کمتر داشته باشد بهتر است
یک دستکاه پخش موسیقی کران قیمت برای وسیله نقلیه خود تهیه کنید!
هنگام راه رفتن قطعا پاشنه پا روی زمین کشیده شود!
وسایلی که در جیب شما الزاما باید باشد:
1- چاقو ضامن دار 2-پنجه بکس 3-انگشتر 4-زنجیر (این وسیله را در جیب خود پنهان کنید)
شما باید هنر های زیادی داشته باشید (تک چرخ زدن با موتور و بیرون دادن دود سیگار به صورت اشکال هندسی)
واین هنر ها را گاه و بی گاه در معرض نمایش عموم بگذارید!
برای اسم مغازه از اسامی باکلاس استفاده کنید (کله and پاچه شاپ safdar)
بعد از برخورد با فردی تمیز و خوش تیپ صریعا عکس العمل نشان دهید(سوسول ... آقا موشه..... از اتو شویی اومدی جیگر؟!)
در اخر سعی کنید اطرافیانتان را خودتان از نو اسم گذاری کنید!



یک_ برداشتن ابرو به مقدار کافی
دو_ کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار
سه_ بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا
چهار_ نگرفتن ناخن های انگشتان دست
پنج_ بی اطلاعی از تماشای برنامه تلویزیونی
شش_ گوش دادن موسیقی بدون کلام
هفت_ نوشیدن نوشابه های انرزی زا
هشت_ اظهار
نه_ عدم تمایل به ازدواج
ده_ تظاهر به عصبی بودن

اگه مثل کلنگه
مثل لوله تفنگه
با خوشگلیت میجنگه
طبیعیه، قشنگه
نگو که این یه درده
دماغ عمل نکرده
***
اگر که مثل فیله
و یا از این قبیله
روی نوکش زیگیله
غصه نخور، اصیله
هی نرو پشت پرده
دماغ عمل نکرده
***
یکی میگه درازه
خیلی ولنگ و وازه
یکی میگه ترازه
غصه نخور که نازه
ببین خدا چه کرده
دماغ عمل نکرده
***
دماغ نگو جواهر
سوژهی شعر شاعر
طویل فیالمظاهر
پدیدهی معاصر
آهای تخم دو زرده
دماغ عمل نکرده
***
با اون دماغ همیشه
عکس تو پشت شیشه
تو سینما چی میشه
شکستن کلیشه
کاشکی بری رو پرده
دماغ عمل نکرده
***
کم باباتو کچل کن
یا خودتو مچل کن
کی بت میگه عمل کن
قصیده رو غزل کن
میشی له و لورده
دماغ عمل نکرده
***
چهقد دماغ دماغ شد
قافیهمون چلاق شد
هی، یکی- چل کلاغ شد
تصنیف کوچه باغ شد
بره که برنگرده
دماغ عمل نکرده

وبلاگ لبخندایرانی دوباره کارخودراشروع کرد پس از دسترسی دوباره بهADSL
این باربایک گروه 2نفره
پوزش بابت این تأخیر2ماه
شاداب تر از گذشته در خدمت شما هستیم
کارخود را از روز عیدسعیدقربان آغاز خواهیم کرد
با آگاهی از نظرات شما
میلاد با سعادت
دومین اختر آسمان امامت و ولایت سبط اکبر- پور حیدر- کریم اهل بیت
امام حسن مجتبی ع به همه رهروان راهش و
بر عاشقان امامت و ولایت تهنیت و مبارک باد




اَلسَلامُ علیک یا سبط المصطفی ص وابن المرتضی علم الهدی کریم اهل بیت امام حسن مجتبی ع




باویژه نامه ١۵ روزه ی خود در خدمت شما بودیم
من وپنج دوست عزیزی که با من همکاری کردند خود میدانیم که هنوز خیلی کاستی در ارائه مطلب وخدمت به شما را داریم امادر این مدت تمام تلاش خود را کردیم که بتوانیم فعالیتی خیلی کوچک در زمینه ی ترویج فرهنگ اسلامی داشته باشیم .من ودوستانم برای مدتی (١۵روز)درخدمت شما نیستیم اما شما می توانید با قرار دادن پیغام های خود مارا برای ادامه راه راهنمایی کنید.انشاااله بعدازاین ١۵روز دوباره بامطالبی بهترازگذشته در خدمت شما هستیم واز همه ی دوستانی که دراین مدت به ما سرزدند ومارابا پیام های زیبایشان سربلند کردند ممنونیم.
والسلام علیکم

میلادامام حسن مجتبی (ع)مهدی مختاری(زاهدان)۱
میلادامام حسن مجتبی(ع)مهدی مختاری(زاهدان)۲
میلادامام حسن مجتبی(ع)رضاناروئی(زاهدان)
ابوالفضل بختیاری - دل پر از شعف پریده هر طرف
سید مجید بنی فاطمه - اول تو را سرشته و انسان درست کرد (مدح)
سید مجید بنی فاطمه - سبز تموم آسمون به چشم عاشق همه
حاج سعید حدادیان - رمضان سفره ی مخصوص خداوند ودود است
محمود کریمی ، سعید حدادیان - بین تموم دلبرا تو با همه فرق داری
حاج محمود کریمی - پسر فاطمه تموم آبرومه
حاج محمود کریمی - خونه سبزه دل سرخ عاشق دیوونه سبزه
حاج محمود کریمی - سالها چشم به دنبال عبایی میگشت (مدح)
حاج محمود کریمی - پسر فاطمه تموم آبرومه با یه تیر نگاش کار دلم تمومه
سید مهدی میرداماد - مولا مولا و تصدق علیــنا
سید مهدی میرداماد - پسر فاطمه تموم آبرومه
سید مهدی میرداماد - روزیِ حسینی حسنی دارم من (مدح)
سید مهدی میرداماد - چه دسته گل زیبایی چه پسر آقایی
اسلام میرزایی - شب میلاد نور چشم زهرا مجتبی شد
اسلام میرزایی - خدا مرا مجنون الحسن نمود
مهدی مختاری - ناگهان آسمان بهاری شد (مدح)
مهدی مختاری - دار و ندارم امام حسن باغ و بهارم امام حسن
مهدی سلحشور - افطار میکنه دلدار روزشُ با بوسه به روی ماهش
حاج محمد طاهری - آسمون ذکرم ستاره بارونه
حاج محمد طاهری - با دست خالی به بهونه دل
عباس طهماسب پور - اسم دلربای تو حک شده روی قلب من
عباس طهماسب پور - دوباره بزم مستی به پا شد
عباس طهماسب پور - عشق و عاشقی حرف عشق تو جداست
عباس طهماسب پور - اول کارم علیه آخر کارم علیه
Right Click + Save Target as
ای مولود خجسته رمضان! ای بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترین فرزند رمضانی و آسمان، در پیشگاه کرم و بخشش تو، با این همه ابرهای باران زایش، گمشده ای غریب بیش نیست. رسول رحمت، تو را بر شانه های خویش سوار می کرد و بر تو مباهات می نمود. تو ادامه محمد (ص) و کرانه علی (ع) هستی. تو امام مایی و ما مُرید و دلداده تو. و اینک در بهار شکفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبری تو می بالیم و بر نامت که زینت همه خوبی ها و نیکی هاست، افتخار می کنیم.
پیشواى دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.(1) حسن بن على (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بیشتر درک نکرد زیرا او تقریباً هفت سال بیش نداشت که پیامبر اسلام بدرود زندگى گفت. پس از درگذشت پیامبر (ص) تقریبا سى سال در کنار پدرش امیر مومنان (ع) قرار داشتو پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسید. در آیین اسلام، ثروتمندان، مسئولیت سنگینى در برابر مستمندان و تهیدستان اجتماع به عهده دارند و به حکم پیوندهاى عمیق معنوى و رشته هاى برادرى دینى که در میان مسلمانان برقرار است، باید همواره در تأمین نیازمندیهاى محرومان اجتماع کوشا باشند. پیامبر اسلام (ص) و پیشوایان دینى ما، نه تنها سفارشهاى مؤکدى در این زمینه نموده اند، بلکه هر کدام در عصر خود، نمونه برجسته اى از انساندوستى و ضعیف نوازى به شمار می رفتند. پیشواى دوم، نه تنها از نظر علم، تقوى، زهد و عبادت، مقامى برگزیده و ممتاز داشت، بلکه از لحاظ بذل و بخشش و دستگیرى از بیچارگان و درماندگان نیز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامى آن حضرت آرام بخش دل هاى دردمند، پناهگاه مستمندان و تهیدستان، و نقطه امید درماندگان بود. هیچ فقیرى از در خانه آن حضرت دست خالى برنمى گشت. هیچ آزرده دلى شرح پریشانى خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمی کرد، جز آنکه مرهمى بر دل آزرده او نهاده می شد. گاه پیش از آنکه مستمندى اظهار احتیاج کند و عرق شرم بریزد، احتیاج او را برطرف می ساخت و اجازه نمی داد رنج و مذلت سؤال را بر خود هموار سازد! «سیوطى» در تاریخ خود می نویسد: «حسن بن على» داراى امتیازات اخلاقى و فضائل انسانى فراوان بود، او شخصیتى بزرگوار، بردبار، باوقار، متین، سخى و بخشنده، و مورد ستایش مردم بود.(2) گفت: اتفاقاً گرفتارى من یکى از همین سه چیز است. حضرت مجتبى (ع) پنجاه دینار به وى داد. به پیروى از آن حضرت، حسین بن على (ع) چهل و نه دینار و عبدالله بن جعفر چهل وهشت دینار به وى دادند. حضرت مجتبى (ع) در «مدائن» سخنرانى جامع و مهیجى ایراد نمود و طى آن چنین فرمود:...هیچ شک و تردیدى ما را از مقابله با اهل شام باز نمی دارد. ما در گذشته به نیروى استقامت و تفاهم داخلى شما، با اهل شام می جنگیدیم، ولى امروز بر اثر کینه ها اتحاد و تفاهم از میان شما رخت بر بسته، استقامت خود را از دست داده و زبان به شکوه گشوده اید. وقتى که به جنگ صفین روانه می شدید دین خود را بر منافع دنیا مقدم می داشتید، ولى امروز منافع خود را بر دین خود مقدم می دارید. ما همان گونه هستیم که در گذشته بودیم، ولى شما نسبت به ما آن گونه که بودید وفادار نیستید... فقیر موقع بازگشت، از کنار عثمان گذشت. عثمان گفت: چه کردى؟ جواب داد: از تو پول خواستم تو هم دادى، ولى هیچ نپرسیدى پول را براى چه منظورى می خواهم؟ اما وقتى پیش آن سه نفر رفتم یکى از آنها (حسن بن على) در مورد مصرف پول از من سوال کرد و من جواب دادم و آنگاه هر کدام این مقدار به من عطا کردند. عثمان گفت: این خاندان، کانون علم و حکمت و سرچشمه نیکى و فضیلتند، نظیر آنها را کى توان یافت؟(4)
شناخت مختصرى از زندگانى امام حسن(ع)
فریادرس محرومان
نکته آموزنده
امام مجتبى (ع) گاهى مبالغ توجهى پول را، یکجا به مستمندان می بخشید، به طورى که مایه شگفت واقع می شد. نکته یک چنین بخشش چشمگیر این است که حضرت مجتبى (ع) با این کار براى همیشه شخص فقیر را بى نیاز می ساخت و او می توانست با این مبلغ، تمام احتیاجات خود را برطرف نموده و زندگى آبرومندانه اى تشکیل بدهد و احیاناً سرمایه اى براى خود تهیه نماید. امام روا نمی دید مبلغ ناچیزى که خرج یک روز فقیر را بسختى تأمین می کند، به وى داده شود و در نتیجه او ناگزیر گردد براى تامین روزى بخور و نمیرى، هر روز دست احتیاج به سوى این و آن دراز کند.
خاندان علم و فضیلت
روزى عثمان در کنار مسجد نشسته بود. مرد فقیرى از او کمک مالى خواست. عثمان پنج درهم به وى داد. مرد فقیر گفت: مرا نزد کسى راهنمایى کن که کمک بیشترى به من بکند. عثمان به طرف حضرت مجتبى و حسین بن على (ع) و عبدالله جعفر، که در گوشه اى از مسجد نشسته بودند، اشاره کرد و گفت: نزد این چند نفر جوان که در آنجا نشسته اند برو و از آنها کمک بخواه.

در این مطلب سخنان حکمت آموز امام مجتبی علیه السلام را در موضوعات مختلف ذکر می نماییم به امید آن که از این گوهرها نهایت استفاده را در جهت کسب فضایل اخلاقی و رد رذایل اخلاقی داشته باشیم.
1- قیل له علیه السلام: فما الحلم؟ قالعلیه السلام:" کظم الغیظ و ملک النفس." ( تحف العقول، ص 227)
از حضرت امام حسن علیه السلام پرسیده شد که بردبارى یعنى چه؟ فرمودند: بردبارى عبارت از فرو بردن خشم و اختیار نفس را داشتن .
2- قیل له علیه السلام: فما الشرف؟ قالعلیه السلام: اصطناع العشیرة؟ و حمل الجریرة. ( تحفالعقول، ص 227)
از حضرت پرسیده شده بزرگوارى چیست؟ فرمودند: احسان به قبیله و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها.
3- قیل له علیه السلام: فما المروة؟ قالعلیه السلام: حفظ الدین، و اعزازالنفس، و لین الکنف، و تعهد الصنیعة، و اداء الحقوق، و التحبب الى الناس. ( تحفالعقول، ص 227)
از امامعلیه السلام پرسیده شد که جوانمردى یعنى چه؟ فرمودند: جوانمردى عبارت است از حراست دین، و عزت نفس، و با نرمش برخورد نمودن و بررسى عملکرد خویش، و پرداخت حقوق و دوستى نمودن با مردم .
4- قیل له علیه السلام: فما الکرم؟ قالعلیه السلام: الابتداء بالعطیة قبل المسئلة و اطعام الطعام فى المحل.
از امام حسنعلیه السلام معناى کرامت و بزرگ منشى را پرسیدند؟ فرمودند: بخشش پیش از خواهش و اطعام در هنگام قحطى .
5- قال امام المجتبىعلیه السلام: اعلموا ان الله لم یخلقکم عبثا و لیس بتارککم سدى، کتب آجالکم و قسم بینکم معائشکم لیعرف کل ذى لب منزلته و ان ما قدر له و ما صرف عنه فلن یصیبه. ( تحفالعقول، ص 234)
امام علیه السلام فرمودند: «اى بندگان خدا» بدانید که خداوند شما را بیهوده نیافریده است، و به حال خود رها ننموده، مدت عمرتان را نوشته، و روزى شما را بینتان تقسیم نموده تا هر خردمندى قدر و ارزش خود را بداند و بفهمد جز آنچه مقدر شده هرگز به او نمىرسد.
6- قال الامام المجتبى علیه السلام: قد کفاکم مؤونة الدنیا و فرغکم لعبادته و حثکم على الشکر وافترض علیکم الذکر واوصاکم بالتقوى. ( تحفالعقول، ص 234)
امام مجتبىعلیه السلام فرموده است: به تحقیق خداوند روزى شما را بر عهده گرفته است، و شما را براى بندگى فراغت بخشیده و به شکرگزارى تشویق نموده است و نماز را بر شما واجب فرموده و به پرهیزکارى توصیه فرموده است.
7- قال علیه السلام: والتقوى باب کل توبة و راس کل حکمة و شرف کل عمل. بالتقوى فاز من فاز من المتقین. ( تحفالعقول، ص 234)
امام مجتبىعلیه السلام فرموده است: پرهیزکارى در بازگشت « به سوى خدا» و سر رشته هر حکمت، و شرافت هر کار است، وهر کس از پرهیزکاران به کامیابى رسید به وسیله تقوا بوده است.
8- قال امام المجتبىعلیه السلام: ما تشاور قوم الا هدوا الى رشدهم .( تحفالعقول، ص 236)
امام مجتبىعلیه السلام فرمود: هیچ قومى مشورت نکرد مگر این که به ترقى و تکامل راه یافت.
9- قالعلیه السلام: انه قال فى تفسیر قوله « وقفوهم انهم مسئولون» انه لا یجاوز قدما عبد حتى یسئل عن اربع: عن شبابه فیما ابلاه و عمره فیما افناه، و عن ماله من این جمعه، و فیما انفقه، و عن حبنا اهل البیت. ( بحارالانوار، ج 44، ص12)
امام حسن علیه السلام: در تفسیر آیه شریفه « وقفوهم انهم مسئولون» فرمودهاند: به تحقیق « روز قیامت» هیچ بندهاى قدم از قدم برنمىدارد مگر این که نسبت به چهار چیز مورد بازجویى و پرسش قرار مىگیرد:
الف- از جوانىاش که در چه راهى مصرف نموده است.
ب- از عمرش که در چه کارى آن را به کار گرفته است.
ج- از ثروتش که چگونه جمع و در چه راهى مصرف نموده است.
د- از دوستى ما اهل بیت و خاندان پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم .
10- قالعلیه السلام: لو لم یبق لبنى امیة الا عجوز درداء، لبغت دین الله عوجا و هکذا قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم. (بحار، ج44، ص 43)
جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر از بنىامیه « در روى زمین احدى نماند جز پیرزن فرتوت و ناتوانى، همان یک نفر دین خدا را به مسیر نادرستى خواهد کشاند.
نظرات ()