همراه با وبلاگ نویسان ایرانی - رزبلاگ،پرشین بلاگ،ایران بلاگ،بلاگفا،ثامن بلاگ ،میهن بلاگ و....

 
جوک (منبع سایت تبیان)

 

یه نفر بعد از 2 سال چیدن یک پازل رو تموم میکنه. بهش میگن: چرا اینقدر طول دادی؟ میگه: نه، اتفاقا خوب تموم کردم، روش نوشته بود 3 تا 5 سال

یک بار غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین داریدمردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم

به غضنفر میگن: نظرت درباره بند گردنی موبایل چیه؟!
میگه :خوبه، فقط موقع شارژ گوشی یه 2 ساعتی آدم رو از کار و زندگی میندازه.

آموزش و پرورش اعلام کرد معلمینی که مثل شمع می سوزند تا بایان سال 86 دوگانه سوز می شوند!!!!


غضنفر داشته پیاده راه می رفته بهش میگن آقا کجا میری؟ میگه دارم میرم کارواش. میگن خوب چرا پیاده؟ میگه دو قدم راه که دیگه ماشین نمی خواد.

معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا – بی – سی – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت.. .

یارو میره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش می پرسه کتاب چطور بود؟ جواب می ده : شخصیت زیاد داشت ولی داستان و محتوی نداشت! کتابدار می گه : اوشگول دفتر تلفن من دست تو چیکار می کنه؟

غضنفر می ره ورزشگاه یه موج مکزیکی میاد غرق می شه

یه یه نفر داشته لب دریا قدم می زده، یه انگلیسیه داشته توی دریا غرق می شده و هی داد میزده هلپ هلپ، یه نفر میگه: بجای انگلیسی می رفتی شنا یاد میگرفتی

یارو میره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش می پرسه کتاب چطور بود؟ جواب می ده : شخصیت زیاد داشت ولی داستان و محتوی نداشت! کتابدار می گه :  دفتر تلفن من دست تو چیکار می کنه؟

یه روز یه دیوانه به اسم من جکای خنک شما رو گوش میکنه!

به این میگن جک:

یه روز یه پرسپولیسی میره کتاب فروشی میگه آقا کتاب(پرسپولیس قهرمان)!!!! دارید؟

فروشنده میگه نه آقا ما کتب تخیلی نمی فروشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

به یک فضول می گن اگه نصف دنیا را به تو بدهیم دیگر فضولی نمی کنی ؟

میگه پس نصف دیگرش را به کی می دهید؟؟؟

وقتی یه سیب گاز می زنی و یه کرم درسته می بینی ناراحت نشو ...

وقتی ناراحت بشو که یه سیب گاز می زنی و یه کرم نصفه می بینی ....

 

یه نفر دنبال کتریش می گشت میره آشپز خونه اینور رو نگاه می کنه می بینه نیست اونور رو نگاه می کنه می بینه هست.

 

یه هزار پا می ره عروسی تا کفشاش رو دربیاره عروسی تموم میشه

غضنفر داشته یک کبریت سوخته رو هی میزده و طبعاً کبریت مادر مرده روشن نمیشده، رفیقش بهش میگه خب شاید کبریتش خرابه!! غضنفر میگه نه همین پنج دقیقه پیش روشن شد.!!!!

به غضنفر میگن یه موجود نام ببر. میگه یخ!! بهش میگن آخه یخ که موجود نیست. میگه پس چرا همه جا می نویسن یخ موجود است!!!!!

غضنفر ماه رمضون میره خونه دوستش میخوابه، رفیقش میگه سحر صدات کنم؟ غضنفر میگه: نه همون غضنفر صدام کنی بهتره!!؟؟!!!



| [ کلمات کلیدی ] : طنز
نويسنده : هادی یوسفی
زمان : ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ