همراه با وبلاگ نویسان ایرانی - رزبلاگ،پرشین بلاگ،ایران بلاگ،بلاگفا،ثامن بلاگ ،میهن بلاگ و....

 
جوک و لطیفه های تابستونی تیرماه


 



قلی زن ژاپنی میگیره هر پنج دقیقه بهش میگه خوب خوابت میاد برو بگیر

بخواب….!



قلی زنگ میزنه قم میگه آقا لطفا یه امام جمعه برای ما بفرستین… میگن:
یکی فرستادیم… قلی میگه: اونو کشتیم باهاش امامزاده ساختیم یکی دیگه
بفرستین !!!

چرخه زندگی مرد ها… در بچگی، مامان ذلیل… جوونی، دوست دختر
ذلیل…میان سالی، زن ذلیل….پیری، فرزند ذلیل… بعد از مرگ، ذلیل
مرده…




یه روز یه فردی می میره شب اول قبر…… 62 فرشته میان پیشش 2 تاشون ازش
سوال می کردن 60 تاشون حالیش می کردن




یارو میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد، به بابای عروس میگه: ما میریم
یه دور میزنیم، بر می‌گردیم !


مگسه توی سالگرد ازدواجش، همسرش رو بغل می‌کنه و بهش میگه: عزیزم، من تو رو با هیچ گهی عوض نمی‌کنم…




قلی میره کتابخونه کتابش رو پس میده… خانم کتابدار میگه: خوب کتابش
جالب بود؟ میگه والا شخصیت زیاد داشت، داستان خاصی هم نداشت… کتابداره میگه: ای وای پس این شما بودین دفترچه تلفن منو برده بودین؟




می دونی آماره ازدواج در چه حیونی بیشتر است ؟ ………تو حلزون چون هم

خونه داره هم ماشین




مادره به بچش میگه : می دونم موهای خواهرت رو کشیدی شیطونه گولت زد. بچه
هم میگه :آره ولی لگدی که تو دلش زدم ابتکار خودم بود

ازقلی می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتربشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم



قلی با شلوار ورزشی میره مسجد بهش میگن چرا با شلوار ورزشی اومدی مسجد ؟
میگه امروز مسابقه قرآن دارم!




قلی میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱
لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه:
لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟


 



| [ کلمات کلیدی ] : طنز، عکس
نويسنده : هادی یوسفی
زمان : ٤:٤٠ ‎ب.ظ