صندلی خاطرات فعالیت خود را آغاز کرد

امشب ساعت ۹ منتظرتون هستیم در بخش صندلی خاطرات

با مصاحبه با یک وبلاګ نویسی توانمند و خوش ذوق

آدرس سایت صندلی خاطرات رو که بلدید

بله کاملا درست است

منتظر حضور دل گرم کننده شما لبخندی های عزیز هستیمقلب

در صورت تمایل برای مصاحبه با شما در قسمت نظرات اعلام آمادگی کنید .ممنون

/ 16 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
|!¤♈ *✳* Illıllı ᔕᖺ ıllıllı*✳*♈¤!|

[گل][گل] بعضی زخمـــــــــ ها رو باید درمان کنی…. تا بتوانی به راهتــــــــ ادامه دهی!! بعضی زخمـــــــــ ها باید باقی بمونه… تا هیچوقت راهتو گمــــــــ نکنی..![گل][گل]

|!¤♈ *✳* Illıllı ᔕᖺ ıllıllı*✳*♈¤!|

[گل][گل] بچــــه که بودم فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـــد بـــــــزرگ شدم دیـــدم، شنیـــدم، رفتــــم، آمـــدم و یــــاد گرفتــــم نــــه، آدمها هم نیــــش میزننـــد هر چقـدر صمیــــــمی تر، عزیزتر نیششـــان ســـــمی تــــر ![گل][گل]

ونوس

سلام...شرمنده ببخشید بخدا اصلا وقت نکردم تا امروز کامنتارو بخونم...آقای یوسفی بابت دعوتتون خیلی خیلی ممنون...

(✖╭╮✖) آسمان آبی (✖╭╮✖)

ده عدد زیادی بود تو بچه گی‌‌ هامون ! تا ده می‌‌شمردیم قایم می‌‌ شدیم ! تا ده می‌‌شمردیم همدیگه رو پیدا می‌‌ کردیم ! همدیگه رو ده تا دوست داشتیم ! یک تومن ، ده تا آبنبات یک توپ ، ده تا همبازی یکبار قهر ، ده بار آشتی‌ یک بغل ، ده تا بوسه‌ یک کوچه، ده تا همسایه یک دیدار ، ده تا نامه این روزا توپ داریم ، همبازی نداریم توی کوچه مون همسایه نداریم قهر داریم ، آشتی‌ نداریم نامه ی عاشقونه نداریم این روزا اندازه ده تا ، دیگه هیچی‌ نداریم راستی‌ این روزا چی‌ داریم...؟

ونوس

سلام...آقای یوسفی من براتون میل کردم مصاحبه رو نمیدونم اصلا مهلت مونده بود یانه...ممنون [گل]

ضحی

منم میخوام ...خخخخخخ!!!!

ضحی

مولانا که شد مال ترکیه، چوگان شد مال تاجیکستان، لواش شد مال ارمنستان، فقط سنگ توالت ایرانی مونده که ایران ثبت جهانی‌ش کنه برای خودش ! :|

به تقدس حضورت

به خدا میگن چرا اول مرد را آفریدى بعد زن را؛ گفت: شما هم اگه بخواهید چیز قشنگى بنویسید اول پیشنویس میکنید بعد پاکنویس.....[گل]